سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

576

تاريخ ايران ( فارسى )

نمود و بطور وضوح ثابت شد كه نظم جديدى به روى كار آمده است . پيشوايان ملت فهميدند كه اگر از قروض آتيه ممانعت به عمل نياورند استقلال ايران زود از بين خواهد رفت . در صورتى كه شاه در تحت نفوذ ميشوم امير بهادر جنگ منفور المله هيچگونه توجهى براى بهبود كشور خود نمىنمود و منظورش اين بود كه هرقدر بتواند پول قرض نموده و صرف خوش‌گذرانى و عياشىهاى خود و درباريانش كند . قتل اتابك اعظم . اوت 1907 م محمد على شاه زود ملتفت اين نكته شد كه ايران آنقدر بزرگ نيست كه هم او و هم مجلس شورى هردو بتوانند در آن دوام بياورند و بنابراين يكى از آنها بايستى برود . بدين جهت وى اتابك اعظم را كه در سه سال اخير در اروپا و آسيا به مسافرت ميگذرانيد احضار نمود . وى پس از مراجعت و تصدى شغل و مقام ملتفت شد كه از او انتظار دارند كه مشروطه را براندازد . بنابراين فورا شروع كرد كه موقعيت را در دست بگيرد . وى تمامى كشور را ديد در حال هرج‌ومرج افتاده است . در شيراز ، اصفهان و تبريز شورش‌هائى برپا شده بود . سالار الدوله برادر شاه سر بطغيان برداشته ولى در محل تاريخى نهاوند شكست خورده و زندانى شده بود . خزانهء كشور خالى و اميد پر كردن آن بطريق معمولى خيلى كم بود . در مجلس دو دستهء اعتدالى و افراطى وجود داشت و دستهء اخير داراى نفوذ زياد بود . اتابك كوشيد كه پادشاه را بر ضد مجلس وارد معركه نموده و رضايت دستهء اعتدالى را براى گرفتن قرضهء جديد بدست آورد . پيشواى دستهء افراطىها سعد الدوله سفير اسبق ايران در بروكسل بود و بعدا او با موسيو نوز و چند بلژيكى ديگر براى تجديد تشكيلات گمرك استخدام شده بود . وى يك سياستمدار مصلحت‌جو بود و قول او بقدرى مورد سوءظن و بدگمانى بود كه بالاخره مجبور شد از مجلس شورى كناره‌گيرى نمايد . ممكن به نظر ميرسيد كه اتابك محيل و مكار بتواند وكلا را به لزوم چنين قرضه‌اى راضى سازد ، ولى در ماه اوت وقتىكه از عمارت مجلس شورى خارج ميشد مقتول شد . اين عمل سياه خيلى مورد تكريم و تجليل مردم واقع شد و چهلمين روز انتحار قاتل تعطيل همگانى گرديد . شاه هيچ سوگوارى براى اتابك نكرد و حتى خوشحال هم شد كه يك چنين